غزلک،شکستن ات کار کیه؟
به عزا نشستن ات کار کیه؟
عسلک،نبینم افتادنتو
بگو پر پر شدن ات،کار کیه؟
نگو دیو قصه تو فنجون فالت افتاد
آسمون لهجه ی فیروزه رو یاد تو نداد
غزلک گریه نکن ،گریه به چشمات نمیاد
سنگ فیروزه این رنگی به قاب کی شکست؟
زورق رهایی ی تو چه جوری به گل نشست؟
ای نگین از همه ستاره ها،ستاره تر
راست بگو سنگ سقوط و کی به پرواز تو بست؟
غزلک قشون قشون ستاره دنباله ی تو
همه شون عاشق بد بخت هزار ساله ی تو
پس کدوم گردنه بندی حرمت راه و شکست
که نمی رسه کسی به داد شب ناله ی تو
گلکم بهار بی تو مرگ پاییزی مونه
تن تنهاییمو گل زخم های تو می پوشونه
کاری از دست غزل بر نمیاد آینه دار
که حضورت غزلامو خط به خط می سوزونه
شبدر پرپر، از اقاقیا سر غزلک
از غزل گریه به بغض من خودی تر غزلک
دلکم حریق ابریشم این رفاقت و
زیر بارون غزل نداره باور غزلک
جشن گل سوزون نذار عادت بشه عادت بشه
ریشه ی بیشه به دست تیشه بی حرمت بشه
وقتی هم صدایی اینجا یعنی بر پایی ی دار
پس بذار تنهایی ما بین ما قسمت بشه
نا خوشم ناخوش نا خوش بی خود اما خود تو
داره من کم میشه از من می رسه تا خود تو
کی برای شونه هات غزل می بافه جای شال
جز من من کیه نزدیک مث تن با خود تو
غزلک شکستن ات کار من و ما که نبود؟
بغض تو ،گریه تو ،کار غزل ها که نبود؟
غزلک هر چی که هست،بدجوری خوبی واسه ما
هر چی بود شعرای من،محض تماشا که نبود
اگه تن پس می زنیم حرمت عشق و نشکنیم
اگه چاووش نشدیم به شب شبیخون نزنیم
اگه من جفت تو نیس ترانه اندازه ی توست
تو شبای بی کسی ما همه دنبال منیم
غزلک یار اگه آوار تو شد گریه نکن
اگه بر حق شدنت دار تو شد گریه نکن
اگه هر پنجره دیوار تو شد گریه نکن
یا پرستار اگه بیمار تو شد گریه نکن
غزلک هر جا برم ترانه یعنی اسم تو
خط هر منظره از جنس خطوط جسم تو
ته هر کوچه ی بن بست غزل خونه ی تو
همه کس به اسم تو قصه ی ما طلسم تو






